حسين شهيدى مازندرانى
20
سرگذشت تهران ( فارسى )
جامع التواريخ رشيد الدين فضل اللّه ، ، نزهة القلوب حمد اللّه مستوفى ، ظفرنامهء تيمورى ، تاريخ طبرستان مرعشى ، هفت اقليم اميناحمد رازى ، زينت المجالس اصفهانى ، رياض السياحه شيروانى ، روضة الصفاى ناصرى ، مرآت البلدان اعتماد السلطنه و همچنين عجايبنامه كه به نام طغرل سلجوقى نوشته شده است ، اشاره كرد . معنى نام تهران پيش از آنكه به توصيف تهران قديم بپردازيم . لازم است اشارهاى هم به معنى نام تهران بنماييم . در ريشهشناسى عاميانه نامواژهء تهران را به دوبخش ته + ران تجزيه كردهاند و آن را به معنى فردى كه حيوانات يا افراد ديگر را پيش مىراند و يا در اعماق ( زيرزمين ) خانه دانستهاند داشتهاند . البته اين معنى نيز بر پايهء نوشتههاى ياقوت حموى در معجم البلدان و زكريا قزوينى در آثار البلاد و اخبار العباد است ، كه مىگويند : « تهرانىها در خانههاى زيرزمينى زندگى مىكنند . » « 1 » از سوى ديگر ، برخى از پژوهندگان دو واژهء تهران و شميران را برابر هم گذاشتهاند و تهران را مكان مسطح يا دشت و شميران را مكانى كه در آن بركه يا مخزن آب وجود دارد ، معنا كردهاند . به اين ترتيب كه « شمى » به معنى مكان آبدار و « ته » به معنى مكان مسطح يا دشت با « ران » پسوند مكان تركيب شدهاند و دو واژهء شميران و تهران را ساختهاند . بدينگونه كه شمى يا ته با پسوند ران تركيب مىشود . « 2 » احمد كسروى نيز تهران را جايگاه گرم و شميران را جايگاه سرد معنا كرده است . « 3 » با اينهمه تاكنون اين نظر جامعيت و قطعيت نهايى نيافته و پارهاى از صاحبنظران با آن موافق نيستند . به سخن ديگر تا امروز معناى علمى و دقيق كلمهء تهران - كه مورد تأييد همهء پژوهندگان باشد - مشخص نشده است . تهران در دورهء مغول بعد از فارسنامهء ابن بلخى نخستين كتابى كه همزمان با يورش وحشيانهء مغول نوشته شده و شرح
--> ( 1 ) - ترجمه البلاد و اخبار العباد . محمد مراد بن عبد الرحمان مترجم و اديب قرن يازدهم هجرى . تصحيح دكتر سيد محمد شاهمرادى . ج 2 ، ص 82 - 83 . دانشگاه تهران 1373 . ( 2 ) - باغ مسكونى يا تهران قديم از پيدايش تا عهد صفوى ، به نقل از مينورسكى ، ص 14 از كتاب تهران پايتخت دويست ساله . ( 3 ) - نامهاى شهرها و ديهاى ايران ، احمد كسروى ، ص 275 - 283 در كاروند كسروى ، به كوشش يحيى ذكا ، اميركبير 2536 .